<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>نگاه سبز</title>
		<link>https://negahesebz.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://negahesebz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>داستان‌های‌بحارالانوار</title>
			<link>https://negahesebz.kowsarblog.ir/داستان-های-بحارالانوار-1</link>
			<pubDate>21:59:00 +0430 جمعه، 11 شهریور 1401</pubDate>			<dc:creator>۵۲۶۰۷۷۴۹۶۵</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1525190@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;💠خدمت پدر از دیدگاه #امام_زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;🔹مرد کارگری بود که پدر پیری داشت، در خدمتگزاری او هیچ گونه کوتاهی نمی کرد و همیشه در خدمت پدر بود، جز شب‌های چهارشنبه که به مسجد سهله می‌رفت و در آن شبها به خاطر اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در مسجد نمی توانست در خدمت پدر باشد. ولی پس از مدتی ترک کرد و به مسجد سهله نرفت. &lt;br /&gt;
از او پرسیدند: چرا رفتن به مسجد سهله را ترک نمودی؟ &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;🔹در پاسخ گفت: &lt;br /&gt;
چهل شب چهارشنبه به آنجا رفتم، آخرین شب چهارشنبه بود، نتوانستم بعد از ظهر زود حرکت کنم، نزدیک غروب به راه افتادم، مختصر راه رفته بودم، شب شد و من تنها به راه خود ادامه دادم. یک سوم راه مانده بود و هوا هم بسیار تاریک بود. ناگاه عربی را دیدم در حالی که بر اسب سوار است به سوی من می‌آید، &lt;br /&gt;
همین که به من رسید با زبان عربی شروع به صحبت نمود و گفت: &lt;br /&gt;
کجا می‌روی؟ &lt;br /&gt;
گفتم: مسجد سهله می‌روم. &lt;br /&gt;
فرمود: همراه تو چیز خوردنی هست؟ &lt;br /&gt;
گفتم: نه. &lt;br /&gt;
فرمود: دست خود را در جیب کن! &lt;br /&gt;
گفتم: در جیبم چیزی نیست. &lt;br /&gt;
بار دیگر این سخن را تکرار کرد. &lt;br /&gt;
من دست خود را در جیب کردم، دیدم مقداری کشمش توی جیبم هست که برای بچه‌ها خریده بودم و در خاطرم نبود. &lt;br /&gt;
آنگاه فرمود: &lt;br /&gt;
پدر پیرت را به تو سفارش می‌کنم. &lt;br /&gt;
این جمله را سه بار تکرار کرد. &lt;br /&gt;
سپس از نظرم ناپدید شد، فهمیدم او حضرت مهدی است و راضی نیست خدمت پدرم را حتی در شب‌های چهارشنبه نیز ترک بنمایم. از این جهت دیگر به مسجد سهله نرفتم و آن عبادت‌ها را ترک نمودم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;📚 بحار ج ۵۳، ص ۲۴۶.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;داستان دلنشین منبر &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;@membariha313&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://negahesebz.kowsarblog.ir/داستان-های-بحارالانوار-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>💠خدمت پدر از دیدگاه #امام_زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف</p>

<p>🔹مرد کارگری بود که پدر پیری داشت، در خدمتگزاری او هیچ گونه کوتاهی نمی کرد و همیشه در خدمت پدر بود، جز شب‌های چهارشنبه که به مسجد سهله می‌رفت و در آن شبها به خاطر اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در مسجد نمی توانست در خدمت پدر باشد. ولی پس از مدتی ترک کرد و به مسجد سهله نرفت. <br />
از او پرسیدند: چرا رفتن به مسجد سهله را ترک نمودی؟ </p>

<p>🔹در پاسخ گفت: <br />
چهل شب چهارشنبه به آنجا رفتم، آخرین شب چهارشنبه بود، نتوانستم بعد از ظهر زود حرکت کنم، نزدیک غروب به راه افتادم، مختصر راه رفته بودم، شب شد و من تنها به راه خود ادامه دادم. یک سوم راه مانده بود و هوا هم بسیار تاریک بود. ناگاه عربی را دیدم در حالی که بر اسب سوار است به سوی من می‌آید، <br />
همین که به من رسید با زبان عربی شروع به صحبت نمود و گفت: <br />
کجا می‌روی؟ <br />
گفتم: مسجد سهله می‌روم. <br />
فرمود: همراه تو چیز خوردنی هست؟ <br />
گفتم: نه. <br />
فرمود: دست خود را در جیب کن! <br />
گفتم: در جیبم چیزی نیست. <br />
بار دیگر این سخن را تکرار کرد. <br />
من دست خود را در جیب کردم، دیدم مقداری کشمش توی جیبم هست که برای بچه‌ها خریده بودم و در خاطرم نبود. <br />
آنگاه فرمود: <br />
پدر پیرت را به تو سفارش می‌کنم. <br />
این جمله را سه بار تکرار کرد. <br />
سپس از نظرم ناپدید شد، فهمیدم او حضرت مهدی است و راضی نیست خدمت پدرم را حتی در شب‌های چهارشنبه نیز ترک بنمایم. از این جهت دیگر به مسجد سهله نرفتم و آن عبادت‌ها را ترک نمودم.</p>

<p>📚 بحار ج ۵۳، ص ۲۴۶.</p>

<p>داستان دلنشین منبر </p>

<p>@membariha313</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://negahesebz.kowsarblog.ir/داستان-های-بحارالانوار-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://negahesebz.kowsarblog.ir/داستان-های-بحارالانوار-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://negahesebz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1525190</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>چگونه گرۀ زندگی انسان باز می‌شود؟</title>
			<link>https://negahesebz.kowsarblog.ir/چگونه-گرۀ-زندگی-انسان-باز-می-شود</link>
			<pubDate>21:56:00 +0430 جمعه، 11 شهریور 1401</pubDate>			<dc:creator>۵۲۶۰۷۷۴۹۶۵</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1525189@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;﷽&lt;br /&gt;
📍 چگونه گرۀ زندگی انسان باز می‌شود؟❗️&lt;br /&gt;
📌این مباحث راجع‌به ماست و مبتلا به همۀ ماست. مکرّر پیش من می‌آیند و می‌گویند: آقا ما گرفتاری داریم. چه کنیم؟ هر کاری می‌کنم حل نمی‌شود. ختم می‌گیرم، نماز حاجت می‌خوانم و به زیارت مشرّف می‌شوم. هر چه دعا می‌کنم، گره باز نمی‌شود. اگر گره به کارت افتاده است، یک مقدار باریک بشو. ببین آیا مال مردم را خورده‌ای یا نه؟ حقّ مردم را ناحق کرده‌ای یا نه؟ آبرویی را برده‌ای یا نه؟ تهمت به کسی زده‌ای یا نه؟ مثل اینکه بعضی این موارد را باد هوا می‌دانند. اسم آن‌ها را بد اخلاقی می‌گذاری؟ معاصی کبیره بد اخلاقی شده است؟ اخلاق هم یک جنبۀ تشریفاتی دارد. اخلاق مثل روغن داغ و پیاز داغ روی غذا شده است که اگر نباشد، کسی لب به غذا نمی‌زند. دروغ، معصیت کبیره است. چرا گره به کارت افتاده است؟ تو از اولیای خاصّ خداوند نیستی. این وسط بازی درنیاوری! برو دنبال کارت! باریک شو و ببین چه کار کرده‌ای؟ اشتباهی کرده‌ای که با تذکّر الهی هم درست نشده و پس گردنی خوردی. این پس گردنی هم لطف الهی است. چشمت را باز کن و دنبالش برو. مدام نمی‌خواهد ختم بگیری. من راه را به تو نشان می‌دهم. ببین چه خطایی کرده‌ای. آن‌ها را اصلاح بکن، کارت اصلاح می‌شود. یک سنخ ابتلائات مادّی را مطرح کردم چه برسد به اینکه انسان که در زندگی در ارتباط با اطرافیان خودش ابتلائات معنوی پیدا می‌کند. حساب دارد و دقیق است.    &lt;br /&gt;
〰️〰️〰️〰️〰️&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;✳️ @bahjat_alabd&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://negahesebz.kowsarblog.ir/چگونه-گرۀ-زندگی-انسان-باز-می-شود&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>﷽<br />
📍 چگونه گرۀ زندگی انسان باز می‌شود؟❗️<br />
📌این مباحث راجع‌به ماست و مبتلا به همۀ ماست. مکرّر پیش من می‌آیند و می‌گویند: آقا ما گرفتاری داریم. چه کنیم؟ هر کاری می‌کنم حل نمی‌شود. ختم می‌گیرم، نماز حاجت می‌خوانم و به زیارت مشرّف می‌شوم. هر چه دعا می‌کنم، گره باز نمی‌شود. اگر گره به کارت افتاده است، یک مقدار باریک بشو. ببین آیا مال مردم را خورده‌ای یا نه؟ حقّ مردم را ناحق کرده‌ای یا نه؟ آبرویی را برده‌ای یا نه؟ تهمت به کسی زده‌ای یا نه؟ مثل اینکه بعضی این موارد را باد هوا می‌دانند. اسم آن‌ها را بد اخلاقی می‌گذاری؟ معاصی کبیره بد اخلاقی شده است؟ اخلاق هم یک جنبۀ تشریفاتی دارد. اخلاق مثل روغن داغ و پیاز داغ روی غذا شده است که اگر نباشد، کسی لب به غذا نمی‌زند. دروغ، معصیت کبیره است. چرا گره به کارت افتاده است؟ تو از اولیای خاصّ خداوند نیستی. این وسط بازی درنیاوری! برو دنبال کارت! باریک شو و ببین چه کار کرده‌ای؟ اشتباهی کرده‌ای که با تذکّر الهی هم درست نشده و پس گردنی خوردی. این پس گردنی هم لطف الهی است. چشمت را باز کن و دنبالش برو. مدام نمی‌خواهد ختم بگیری. من راه را به تو نشان می‌دهم. ببین چه خطایی کرده‌ای. آن‌ها را اصلاح بکن، کارت اصلاح می‌شود. یک سنخ ابتلائات مادّی را مطرح کردم چه برسد به اینکه انسان که در زندگی در ارتباط با اطرافیان خودش ابتلائات معنوی پیدا می‌کند. حساب دارد و دقیق است.    <br />
〰️〰️〰️〰️〰️</p>

<p>#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی</p>

<p>✳️ @bahjat_alabd</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://negahesebz.kowsarblog.ir/چگونه-گرۀ-زندگی-انسان-باز-می-شود">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://negahesebz.kowsarblog.ir/چگونه-گرۀ-زندگی-انسان-باز-می-شود#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://negahesebz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1525189</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>در کربلا چه گذشت</title>
			<link>https://negahesebz.kowsarblog.ir/karbala-17</link>
			<pubDate>00:04:00 +0430 یکشنبه، 16 مرداد 1401</pubDate>			<dc:creator>۵۲۶۰۷۷۴۹۶۵</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1523416@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://negahesebz.kowsarblog.ir/media/blogs/negahesebz/quick-uploads/p1523416/img_20220821_152456_014.jpg?mtime=1661349257&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1523416]&quot; id=&quot;link_72674&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;در کربلا چه گذشت&quot; src=&quot;https://negahesebz.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/img_20220821_152456_014.jpg?root=collection_16121&amp;amp;path=quick-uploads/p1523416/img_20220821_152456_014.jpg&amp;amp;mtime=1661349257&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;- ۸ محرم الحرام .&lt;br /&gt;
در کربلـا چہ گذشت .. &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;[ قحطِ آب در خیمہ هاۍِ حسینۍ ]&lt;br /&gt;
در این روز آب در خیمھ هاۍِ سیدالشّھداء ( ع ) نایاب شد . &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;[ ملاقاتِ امام ( ع )با عمر سعد ]&lt;br /&gt;
حضرت فرمود : &amp;#8221; اۍ پسر سعد ؛ آیا با من مقاتلہ مۍ کنۍ وَ از خدا هراسۍ ندارۍ؟ &amp;#8221; .&lt;br /&gt;
ابن سعد گفت : &amp;#8221; اکر از این گروھ جدا شوم ، خانھام را خراب وَ اموالام را از من مۍ گیرند وَ بر حالِ افراد خانوادھ ام از خشمِ ابن زیاد بیمناکم &amp;#8221; .&lt;br /&gt;
حضرت فرمود : &amp;#8221; تورا چہ مۍشود ؟ خدا جانِ تورت بزودۍ در بستر بگیرد وَ تورا در روزِ قیامت نیامرزد ..&lt;br /&gt;
گمان میکنۍ کہ بھ حکومت رۍ خواهۍ رسید ؟ بہ خدا سوگند از گندم رۍ نخواهۍ خورد &amp;#8221; . &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#درڪربلا‌چه‌گذشت&lt;br /&gt;
#تقویم‌ڪربلا?&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://negahesebz.kowsarblog.ir/karbala-17&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://negahesebz.kowsarblog.ir/media/blogs/negahesebz/quick-uploads/p1523416/img_20220821_152456_014.jpg?mtime=1661349257" target="_blank" rel="lightbox[p1523416]" id="link_72674"><img alt="در کربلا چه گذشت" src="https://negahesebz.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/img_20220821_152456_014.jpg?root=collection_16121&amp;path=quick-uploads/p1523416/img_20220821_152456_014.jpg&amp;mtime=1661349257&amp;size=fit-320x320" width="320" height="320" class="loadimg" /></a></div></div><p>- ۸ محرم الحرام .<br />
در کربلـا چہ گذشت .. </p>

<p>[ قحطِ آب در خیمہ هاۍِ حسینۍ ]<br />
در این روز آب در خیمھ هاۍِ سیدالشّھداء ( ع ) نایاب شد . </p>

<p>[ ملاقاتِ امام ( ع )با عمر سعد ]<br />
حضرت فرمود : &#8221; اۍ پسر سعد ؛ آیا با من مقاتلہ مۍ کنۍ وَ از خدا هراسۍ ندارۍ؟ &#8221; .<br />
ابن سعد گفت : &#8221; اکر از این گروھ جدا شوم ، خانھام را خراب وَ اموالام را از من مۍ گیرند وَ بر حالِ افراد خانوادھ ام از خشمِ ابن زیاد بیمناکم &#8221; .<br />
حضرت فرمود : &#8221; تورا چہ مۍشود ؟ خدا جانِ تورت بزودۍ در بستر بگیرد وَ تورا در روزِ قیامت نیامرزد ..<br />
گمان میکنۍ کہ بھ حکومت رۍ خواهۍ رسید ؟ بہ خدا سوگند از گندم رۍ نخواهۍ خورد &#8221; . </p>

<p>#درڪربلا‌چه‌گذشت<br />
#تقویم‌ڪربلا?</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://negahesebz.kowsarblog.ir/karbala-17">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://negahesebz.kowsarblog.ir/karbala-17#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://negahesebz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1523416</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>بزرگداشت حماسه عاشورا</title>
			<link>https://negahesebz.kowsarblog.ir/سرگذشت-عاشورا-1</link>
			<pubDate>19:33:00 +0430 شنبه، 15 مرداد 1401</pubDate>			<dc:creator>۵۲۶۰۷۷۴۹۶۵</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1523379@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;? امام حسین(ع) و بزرگداشت حماسۀ عاشورا جهانی خواهد شد؛ چون ضمن برخورداری از پیام‌های ناب معنوی و درس‌های عالی انسانی و اخلاقی، بسیار شورآفرین است و می‌تواند معشوقی پرحرارت برای همه انسان‌ها باشد.&lt;br /&gt;
آدم‌ها همه عاشق‌پیشه‌اند و همه به دنبال یافتن معشوق لایقند.&lt;br /&gt;
امام حسین(ع) دارد این مشکل بشریّت را حل می‌کند. جهانی‌شدن سیدالشهداء(ع) مقدمه ظهور است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;◾️علیرضا پناهیان&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://negahesebz.kowsarblog.ir/سرگذشت-عاشورا-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>? امام حسین(ع) و بزرگداشت حماسۀ عاشورا جهانی خواهد شد؛ چون ضمن برخورداری از پیام‌های ناب معنوی و درس‌های عالی انسانی و اخلاقی، بسیار شورآفرین است و می‌تواند معشوقی پرحرارت برای همه انسان‌ها باشد.<br />
آدم‌ها همه عاشق‌پیشه‌اند و همه به دنبال یافتن معشوق لایقند.<br />
امام حسین(ع) دارد این مشکل بشریّت را حل می‌کند. جهانی‌شدن سیدالشهداء(ع) مقدمه ظهور است.</p>

<p>◾️علیرضا پناهیان</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://negahesebz.kowsarblog.ir/سرگذشت-عاشورا-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://negahesebz.kowsarblog.ir/سرگذشت-عاشورا-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://negahesebz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1523379</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
